نگاه اجمالي به شخصيت حضرت فاطمه زهرا(س)

نگاه اجمالي به شخصيت حضرت فاطمه زهرا(س)
اسفند 23, 1392
6 بازدید

        شخصيت عبادي فاطمه زهرا(س) معرفي الگو و الگو گيري در ابعاد گوناگون زندگي از مسائل رايج در ميان تمام جوامع بشري است…. قرآن کريم، پيامبر اسلام(ص) را الگو معرفي مي‌کند و پيامبر اسلام(ص) با بيانات گوناگون در موارد متعدد، اهل بيتش را به عنوان الگوي امت معرفي مي‌کند و در محور […]

 

 

 

 

شخصيت عبادي فاطمه زهرا(س)

معرفي الگو و الگو گيري در ابعاد گوناگون زندگي از مسائل رايج در ميان تمام جوامع بشري است….

قرآن کريم، پيامبر اسلام(ص) را الگو معرفي مي‌کند و پيامبر اسلام(ص) با بيانات گوناگون در موارد متعدد، اهل بيتش را به عنوان الگوي امت معرفي مي‌کند و در محور اهل بيت، فاطمه زهرا(س) قرار دارد که رسول خدا(ص) با بيان زیيباي «و هي سيدة نساء العالمين» او را الگو و نمونه‌ي زنهاي عالم تا قيامت معرفي نموده است.

حضرت فاطمه زهرا(س)، در تمام ابعاد زندگي الگو و نمونه است و شخصيتي است که در کمتر از 20 بهار عمر خود در دنيا، خود را به چنان مقام و عظمت رسانيد که مايه‌ي مباهات خداوند در برابر فرشتگان قرار گرفت.

او که از کودکي، نه تنها به عنوان يک دختر نسبت به پدر، بلکه همچون مادر دلسوز از پدر در برابر اذيتهاي مشرکين، پاسداري و از مقام نبوت حمايت نمود تا آنکه لقب «ام ابيها» برخود گرفت و  او که در دفاع از مقام ولايت که تداوم بخش راه نبوت و رسالت پيامبر مي‌باشد، جان را در طبق اخلاص نهاد و مقام اولين شهيده‌ي راه ولايت را به خود اختصاص داد.او که در تربيت فرزندان با بينش الهي و نيايش هاي معنوي و عبادي آن قدر کوشيد تا روح و روان فرزندانش را با عبادت و نيايش شبانه، آشنا و مأنوس گردانيد و آن قدر درس صبر و استقامت را با عمل به فرزندان خود آموخت که قهرمانان صبر در سر زمين کربلا گرديدند و ملائکه‌هاي آسمان از صبر و استقامت آنان به شگفت آمدند.

آن قدر در محراب عبادت استقامت خالصانه ورزيد تا ملقب به عابدترين فرد گرديد و در اين مسير تا آنجا پيش رفت که نور عبادت او از محراب عبادت به آسمان آشکار و از اين باب معروف به «زهرا» گرديد.

در شوهرداري آن چنان کوشيد که تا آخر عمر، علي(ع) از او ناراضي نگرديد و او از علي(ع) ناراضي نگرديد و در مقام عفت و حيا و حجاب، صدر نشين زنان عالم گرديد و در زهد و قناعت زاهدان عالم را به شگفت واداشت.

و در يک کلام؛ در تمام ابعاد زندگي آنچنان خداگونه قدم گذاشت تا انوار جلال و تجليات جمال ذات احديت در آينه جانش انعکاس يافت و مقام والاي عصمت را از خداوند با نزول آيه تطهير دريافت نمود، و اطاعت از خدا را آنچنان عجين زندگي خود نمود تا به مقامي رسيد که رضاي او رضاي پيامبر و رضاي خدا و غضب او غضب پيامبر و خشم و غضب خدا گرديد و وجودش چنان مظهر تجلي ذات خدا گرديد که اذيت او اذيت خدا قلمداد گرديد.

 شخصيت حضرت زهرا(س) در ابعاد مختلف زندگي آن حضرت، به عنوان الگو و نمونه‌ي زندگي مطرح است و هر بعدي از زندگي آن حضرت، تجلي انوار جمال و جلال الهي است.

 

 

 

شخصيت ملکوتي و نوراني فاطمه زهرا(س)

 امام جعفر صادق(ع) از قول رسول اكرم(ص) شخصيت ملكوتى حضرت صديقه كبرى(س) را چنين وصف مى‌كند:

خداوند نور فاطمه را قبل از خلقت آسمان و زمين آفريد.

 

عده‌اى سوال كردند: پس فاطمه(س) ازسنخ انسان نيست؟

 

پيامبر(ص) فرمود: حوريه‌اى است در لباس انسان.

 

پرسيدند: چگونه چنين چيزى ممكن است؟

 

رسول خدا(ص)فرمود: خداوند قبل از آن كه آدم را خلق كند، فاطمه را آفريد،در آن هنگام ارواح خلق شده بودند.چون خداوند آدم را خلق كرد، ارواح را بر او عرضه داشت.

 

پرسيدند: در آن زمان فاطمه كجابود؟

 

آن حضرت فرمود: در جايگاه مخصوص خود در ساق عرش.

 

پرسيدند: غذايش چه بود؟

 

پيامبر(ص) جوابداد: ذكر خدا(تقديس، تهليل، تحميد و تسبيح) و الله اكبر.چون خداوند، آدم راخلق كرد و دوست داشت كه نسل من از فاطمه باشد، او را به سيب بهشتى تبديل كرد.جبرئيل آن سيب را بر من آورد و گفت: سلام و رحمت خدا بر تو اى محمد.اين سيب ميوه‌اى از ميوه‌هاى بهشت است كه خداوند براى تو هديه فرستاده است.

 

پس آن را گرفتم به سينه چسباندم.جبرئيل گفت آن را بخور.

 

سيب را دو نيم كردم.نور درخشان وگسترده‌اى از آن پرتوافشانى كرد.از آن به هراس افتادم.

 

جبرئيل گفت: اى محمد(ص) چرا سيب را نمى‌خورى، تمام آن را بخور كه اين نور منصوره در آسمان و نور فاطمه در زمين است.(بحارالانوار، ج 42، ص 50.)

 

 

عابد ترين مردم

 

درباره  فاطمه زهرا(س) هر چه انسان بيشتر فكر كند و در حالات آن بزرگوار بيشترتدبر كند، بيشتر دچار شگفتى خواهد شد.که چگونه انسان در حداکثر 18 بهار عمر خود دردنيا توانست به کمالات معنوي نايل گردد که به عنوان هدف اصلي خلقت معرفي گردد.و فاطمه(س)، نه از آن جهت که دختر پيامبر است بلکه از آن جهت که جذب خدا گرديد و در طاعت او کوشش فراوان نمود، در قله شامخ عرفان و طاعت قرار گرفت

 

امام حسن مجتبى(ع) فرمود: در دنيا كسى عابدتر از حضرت فاطمه(س) نبود.آن قدر به عبادت مى‌ايستاد تا پاهايش ورم مى‌كرد(بحارالانوار، ج 43،ص61).

 

حسن بصرى كه از نظر اهل سنّت يكى از عبّاد و زهّاد است، درباره فاطمه زهرا(س) مى‌گويد: به قدرى دختر پيغمبر(ص) عبادت كرد و درمحراب عبادت ايستاد كه پاهاى آن بزرگواراز ايستادن در محراب عبادت ورم كرد.

 

 

خضوع و خشوع صديقه طاهره در نماز

حضرت زهرا براى عبادت و راز و نياز با خداجايگاه مخصوصى داشت، لباسى مخصوص، سجاده‌اى مخصوص و آداب و سبكى مخصوص.خانه اشرا معبد ساخت، و در آن چنان به عبادت مى‌پرداخت كه فرشتگان خدا به نظاره مى‌ايستادند.خضوع داشت و در آن چنان تواضع جسمى كه گويى ايمان در مغز استخوان اونفوذ كرده بود.و خشوع داشت به گونه‌اى كه گوئى ترس از خدا در رگها و خون او جارىشده و او را به چنان حال مى‌كشاند.

مهم اين است كه خود خواستار چنين خشوع و خضوع و مصداق خطاب خدا در ارتباط با موسى(ع) كه فرمود:«يابن عمران هب لى من قلبك الخشوع و من بدنك الخضوع و من عينيك الدموعفى ظلم الليل، و ادعنى فانك تجدنى قريبا مجيبا».

علامه طباطبائى(قده) مي‌فرمايد: خشوع اثر خاصى است كه به افراد مقهور دست مى‌دهد كه در برابر سلطانى قاهرقرار گرفته به طورى كه همه توجه وى و همه واهمه اش معطوف او گشته و از هر جاى ديگرقطع مى‌شود، و فاطمه(س) اين چنين بود.

او در قيام به عبادت تنها به خدامى‌انديشيد و هيچ خاطره و خيالى جز عشق و پرستش معبود در درون او پديد نمى‌آمد.به تعبير پيامبر(ص) دلش خالى براى عبادت بود(و تفرغ لها) فقط او بودو خدايش.اما اين كه زندگى چگونه است و چه بايد كرد انديشه اش از آن فارغ بود.(در مكتب فاطمه، ص 170.)

 

 شوق به عبادت

حضرت زهرا(س) عاشق بندگي خدا بود؛ چنانکه روزي رسول خدا به او فرمود: «دخترم، از خدا چيزي بخواه که جبرئيل از جانب خدا، وعده اجابت داده است.فاطمه(س) عليها عرض کرد: حاجتي جز توفيق در بندگي خدا ندارم.آرزويم اين است که به وجه الله نظاره کنم و ناظر جمال او باشم.» [کافي، ح 536]

چرا اينگونه نباشد او دردامن کسي تربيت و بزرگ گرديد که برترين عبادتگر است ؛ يعنى آن پيامبرى كه براى عبادت ساعات طولانى بر سر پا مى‌ايستد تا اين كه خدايش به وى فرمود: «طه ما انزلنا عليك القرآن لتشفى» و نيز فاطمه زهرا دقيقا معنى و قدر و قيمت عبادت را به خاطر معرفت عظيمش نسبت به پروردگار مى‌دانست، پس جاى تعجب و شگفت نيست كه اين بزرگوار تا اين حد از عبادت لذت ببرد و خود، را با ايستادن در برابر خداى تعالى به رنج افكند و اظهار تذلل و خشوع نمايد، گويى كه هيچ گاه ازقيام و ركوع و سجود ناراحت نمى‌گردد(فاطمه زهرا از ولادت تاشهادت، ص 231).

عبادت آن حضرت با همه تلاشهاي شبانه روزي و کارهاي طاقت­فرسا، آنگونه بود که در روايات بسياري به آن اشاره شده است.چنانکه نقل شده وقتي به عبادت مي­ايستاد، همچون ستاره­اي درخشان براي اهالي آسمان­ها نورافشاني مي­کرد.[علل الشرايع، ج 1، ص 215]

علاقه او به نماز و ايستادن در محراب عبادت به جائي رسيد که جبرئيل امين نماز مخصوصي را به او تعليم نمود که امام صادق(ع) مي­فرمايد: مادرم فاطمه(س) عليها همواره دو رکعت نماز را که جبرئيل به او آموخته بود مي­خواند.در رکعت اول، بعد از حمد، صد مرتبه سوره قدر و در رکعت دوم پس از حمد، صد مرتبه سوره توحيد و پس از سلام نماز، تسبيحات حضرت زهرا(س).

فاطمه زهرا(س) در راه عبادت و بندگي، ابتکاراتي هم داشت؛ از جمله آنکه ابتدا تسبيحي به وسيله 34 گره روي يک نخ ساخت و از آن استفاده مي­کرد؛ ولي پس از شهادت حضرت حمزه سيدالشهدا(ع)، از خاک تربت او تسبيحي ساخته از آن استفاده مي­فرمودند که پس از آن، تسبيح در بين مردم رواج يافت.» [وسائل الشيعه، ج 14، ح 1033]

 

 

 

عبادت در همه ابعاد زندگي

عبادت فاطمه زهرا منحصر به نماز نبوده است، هر چند مهمترين رمز ارتباط با خدا است و برترين راه تقرب بنده به خدا است و لي عبادت خداوند معناي گسترده تر از نماز دارد.

اگر دامنه‌ي عبادت را به وظايفي كه با انگيزه‌ي الهي و هدف خدمت رساني به جامعه صورت مي‌گيرد، تعميم دهيم، حضرت فاطمه(س) در اين قلمرو نيز با استفاده از ايده هاي قرآني نمونه‌ي كاملي بوده است

براين اساس فاطمه زهرا(س) در ابعاد ديگر زندگي مانند ياد خداوند در هرحال راضي به رضاي خدا بودن و ايثار و فداکاري، تواضع و فروتني، زهد و ساده زيستي و … عابدترين مردم به حساب مي‌آيد که محل بررسي همه آنها در اين نوشتار نمي‌باشد.

 

 

نکته پاياني: جسم ضعيف و فشار در و ديوار و سيلي

 

در پايان ذکر اين نکته لازم است؛

آنگونه که معلوم شد عمر کوتاه و پربار فاطمه با کار و عبادت و رنج و زحمت در راه خدا سپري گرديد، از اثر رنج و زحمت کار و عبادت، بدن فاطمه ضعيف و لا غر گرديده بود.

صرف نظر از اينکه او دختر پيامبر(ص) بود و پيامبر(ص) در باره او فرمود: «فاطمه پاره تن من است، هر کس او را بيازارد مرا آزرده و آزردن من، ازردن خداست»، با اين جلالت و آن همه عبادات؛

آيا انصاف بود که اين جسم نوراني و نحيف، بين در و ديوار ضربه ببينيد؟

آيا آن جسم طاقت ماندن بين در و ديوار را داشت؟

آيا آن صورت نوراني شايسته خوردن سيلي بود؟

 

در جلالت کي زني صديقه کبري شود ********دختر خير الوراء محبوبه يکتا شود

 

با چنين شأن و جلالت کي روا باشد فلک ******** نيلگون از ضرب سيلي صورت زهرا شود

 

 

 برگرفته از سایت : lankarani.ir